Dara & Aman's Guest Book
 
Name or Nickname : *
Email address :
City :
Country :
Your message : *
 


 
Messages : 1 to 25
Page : 1
Number of messages : 437
<< previous
1-2-3-4-5-6-7-8-9-10 ... 18
   
on 06/02/2010 at 20:15

miss u both alotttttttttttttttttt. aslan bavaram nemishe ke 3 sal az raftane shoma gozasht. be omide roozi ke dobare hamegi dore ham jam shim :* oonja ra amade konin ta ma ham beresim. xoxoxo
 
on 05/02/2010 at 21:00

kashki manam mitoonestam biam khoonetoon daraaaa
       
on 04/02/2010 at 15:20

Amanam kashki alan 3 sale pish bood va man nemizashtam beri be andaze tamame adamaye donya ghose daram hich kas nemidoone too in 3 sal chi keshidam dadash dooset daram bishtar az hamishe
 
on 04/02/2010 at 14:24

 
on 03/02/2010 at 23:21

چه روزی بود آن روز که تو در برف پیچیدی، با برف یکی شدی و به آسمان سر کشیدی که مرا حیران کنی.
نگاهم به پهنای آسمان تو را می جوید
باشد که روزی تو را بیابم
 
on 01/02/2010 at 07:33

امان و دارای عزیز روحتان شاد

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی
وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید
مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی
شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت
زین در دگر نراند ما را به هیچ بابی
در انتظار رویت ما و امیدواری
در عشوه وصالت ما و خیال و خوابی
مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی
بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی
حافظ چه می‌نهی دل تو در خیال خوبان
کی تشنه سیر گردد از لمعه سرابی
 
on 29/01/2010 at 17:48


زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست، امتحان ریشه هاست!
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست. زندگی چون پیچک است، انتهایش می رسد
پیش خدا
دارا تو پیش خدایی عزیزم
   
on 18/12/2009 at 17:45

چون قلم، اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت
حالا منظور سرورم مولانا را می فهمم،، زیرا هیچ رشته ای از وجودم قادر نیست احساس لحظه به لحظه مرا نسبت به عشق ابدیم را به تو توصیف کندو فقط خود می دانم که آن چه حسی ایست و چه زیباو با شکوه است.
عاشق ابدیت
         
on 03/12/2009 at 15:09

حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو
وندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خويش را ديوانه کن هم خانه را ويرانه کن
وانگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سينه را چون سينه ها هفت آب شوي از کينه ها
وانگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان مي روي مستانه شو مستانه شو
قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر جانهاي ما
مفتاح شو، مفتاح را دردانه شو دردانه شو
بنواخت نور مصطفي آن استن حنانه را
کمتر ز چوبي نيستي، حنانه شو حنانه شو
   
on 02/12/2009 at 15:15

daraaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
 
on 18/11/2009 at 17:24

Deltangam ajiib...
     
on 11/10/2009 at 02:17

dara delam barat yezare shoodeh. yade on roozaye shomal, on hayejanat va khandeha bekheyr
 
on 26/09/2009 at 11:59

tanha namooni... deltang nashi...
   
<< previous
1-2-3-4-5-6-7-8-9-10 ... 18
Messages : 1 to 25
Page : 1
Number of messages : 437